ناپلئون هیل

ناپلئون هیل

ناپلئون هیل یکی از اولین نویسندگان سبک مدرن موفقیت شخصی است. او در سخنرانی‌ها و کتاب‌هایش راز زندگی افراد موفق را بازگو می‌کرد و در نهایت خودش تبدیل به یکی از نمادهای موفقیت شد. در ادامه با این نویسنده‌ی آمریکایی بیشتر آشنا شوید.

بیوگرافی ناپلئون هیل

الیور ناپلئون هیل، ۲۶ اکتبر سال ۱۸۸۳ در خانواده‌ای فقیر و پرجمعیت در ایالت ویرجینیای‌ آمریکا به دنیا آمد. وقتی هیل نه ساله بود، مادرش «سارا» به دلیل بیماری و تغذیه‌ی ناسالم درگذشت و پدرش «جیمز مونرو هیل»، دو سال بعد دوباره ازدواج کرد. این اتفاقات زندگی را برای هیل سخت‌تر کرد؛ او به کودکی بسیار سرکش و پرخاشگر تبدیل شد که باعث آزار و اذیت همسایه‌ها و اطرافیان خود می‌شد و از این کارها لذت می‌برد.

هیل بدون ترس با خود اسلحه حمل می‌کرد ولی پس از مدتی بخاطر تربیت نامادری‌اش، اسلحه را کنار گذاشت و به نوشتن و مطالعه روی آورد و پس از آن به نویسندگی بسیار علاقه پیدا کرد. ناپلئون هیل این روحیه‌ی سرکش را با خود به عرصه‌ی نویسندگی آورد و در سن ۱۳ سالگی نویسنده و خبرنگار روزنامه‌ی «ویرجینیا» شد و در این روزنامه لقب «گزارشگر کوهستان» را برای خودش انتخاب کرد.

هیل از طریق درآمدی که از گزارشگری و نویسندگی به دست می‌آورد برای ورود به دانشکده‌ی حقوق استفاده کرد ولی چون پول کافی نداشت مجبور شد از دانشگاه انصراف دهد. این شرایط باعث شد که او زمان بیشتری را صرف کار در مجله و نویسندگی کند.

ناپلئون هیل سال ۱۹۱۰ با فلورانس «الیزابت هورنور» ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب سه پسر به نام‌های «جیمز»، «بلر» و «دیوید» شدند ولی این زوج در نهایت سال ۱۹۳۵ از هم جدا شدند؛ هیل دو سال بعد در آتلانتا با «روزا لی بیلند» ۲۹ ساله آشنا شد و با او ازدواج کرد.

علاقه‌ی هیل به نویسندگی خیلی زود او را در معرض دید بسیاری از افراد قدرتمند و تاثیرگذار آن‌زمان قرار داد. او در واقع بیست و پنج سال از زندگی‌اش را به تعریف دلایل عدم موفقیت مردم در دستیابی به موفقیت مالی و خوشبختی در زندگی اختصاص داد.

نقطه‌ی عطف در کار نویسندگی ناپلئون هیل، سال ۱۹۰۸ بود؛ در این سال ماموریت داشت که مصاحبه‌ای با «اندرو کارنگی» انجام دهد. کارنگی یکی از تجار میلیاردر آن زمان بود و این مصاحبه سمت و سوی جدیدی به زندگی ناپلئون هیل داد. او به هیل پیشنهاد داد تا وقت و تلاشش را روی مصاحبه با افراد ثروتمند بگذارد تا فرمول موفقیت آن‌ها را پیدا کند.

در راستای همین توصیه، ناپلئون هیل با بیش از ۵۰۰ زن و مرد موفق که بسیاری از آن‌ها میلیونر بودند، مصاحبه کرد. او به عنوان بخشی از تحقیقاتش با مشهورترین افراد آن زمان از جمله توماس ادیسون، الکساندر گراهام بل، جرج ایستمن، هنری فورد، المر گیتس، جان دی راکفلر، ویلیام جنینگز برایان، وودرو ویلسون، چارلز مایکل شواب، جان وانامایکر و ویلیام ریگلی گفت‌وگویی داشت. این پروژه بیش از بیست سال به طول انجامید و هیل نتایج این مصاحبه‌ها را سال ۱۹۲۵ در کتاب «قوانین موفقیت» و در ۱۶ فصل منتشر کرد. او از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۶ به عنوان مشاور اندرو کارنگی میلیاردر و همچنین مشاور فرانکلین رئیس‌جمهور فعالیت کرد.

هیل سال ۱۹۳۷ فرمول موفقیتش را در مشهورترین اثرش به نام «بیندیشید و ثروتمند شوید» شرح داد.

دیدگاه فکری و مرگ ناپلئون هیل

هیل آزادی، دموکراسی، سرمایه‌داری و هارمونی را از پایه‌های فلسفه‌ی موفقیت می‌دانست و اعتقاد داشت که بدون این پایه‌ها، دستاوردهای شخصی امکان‌پذیر نیست و دلیل هر شکستی‌ را احساسات منفی مثل ترس و خودخواهی، می‌دانست. به گفته‌ی خود هیل، داستان پسرش «بلر» بسیار برایش الهام‌بخش بود؛ بلر در بدو تولد با مشکل شنوایی روبرو بود. پزشکان به او گفتند که پسرش نه می‌تواند بشنود و نه حرف بزند ولی بلر بعد از مدتی قادر به شنیدن صداها شد و تقریبا به صورت عادی شروع به صحبت کردن کرد.

تاثیر هیل را در بیشتر مسائل موفقیت از جمله سخنرانی انگیزشی آنتونی رابینز نویسنده، مربی، سخنران آمریکایی می‌توان مشاهده کرد. از طرف دیگری خیلی از منتقدان از ناپلئون هیل به عنوان یک کلاهبردار بزرگ یاد می‌کنند و در این رابطه رسانه‌ی گیزمودو مقاله‌ای طولانی از این ادعا منتشر کرده است.

ناپلئون هیل روزهای آخر عمرش مشغول نوشتن کتاب «تو می‌توانی کار کنی و معجزه ببینی» بود. هیل ۸ نوامبر سال ۱۹۷۰ در سن ۸۷ سالگی پس از سال‌ها نویسندگی، تدریس و سخنرانی درباره‌ی اصول موفقیت در کارولینای جنوبی درگذشت. علت مرگ او هم‌چنان به طور قطعی مشخص نیست ولی فیلم‌های ویدیویی مربوط به سال‌های آخر عمرش نشان می‌دهد که او دارای علایم پارکینسون بود.

کتاب‌های ناپلئون هیل

ناپلئون هیل به پایه‌گذار سبک مدرن در ادبیات موفقیت شخصی،‌ شهرت دارد و کتاب‌های زیادی بر این اساس نوشت. فروش کتاب‌های هیل جذابیت همیشگی کتاب‌هایی با محتوای «رمز موفقیت» را نشان می‌دهد. تعداد کمی از کتاب‌های ژانر خودشناسی به اندازه‌ی کتاب معاصر ناپلئون هیل به نام «بیندیشید و ثروتمند شوید» مورد تحسین و استقبال جهانی قرار گرفته‌اند. تعدادی از کتاب‌های معروف او که به فارسی هم ترجمه شده‌اند، عبارت‌اند از: قوانین موفقیت، بیندیشید و ثروتمند شوید، شاه کلید ثروت، غلبه بر شیطان: راز ثروت و آزادی، جاده موفقیت، شاه کلید ثروت، نردبان جادویی برای رسیدن به موفقیت، شما می‌توانید معجزه زندگی خود باشید، ۱۷ قانون موفقیت، دینامیت موفقیت: موفقیت از طریق نگرش ذهنی مثبت، ۵۲ پله تا ثروتمند شدن، تفکر مثبت ناپلئون هیل: ۱۰ قدم برای سلامتی، ثروت و موفقیت با آرامش ذهن به ثروت برسید، چگونه راه خود را در زندگی بفروشیم، موفقیت نامحدود و آرزو ثروت نمی‌آورد.

معرفی کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل

در ادامه به تعدادی از آثار ناپلئون هیل نگاهی انداخته‌ایم:

بیندیشید و ثروتمند شویدناپلئون هیل

کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» اثر ناپلئون هیل اولین‌بار سال ۱۹۳۷ منتشر شد و هنوز هم یک کتاب کلاسیک در میان کارآفرینان و بازرگانان به شمار می‌رود. از زمان انتشار اولیه تا زمان مرگ ناپلئون هیل، بیش از ۲۰ میلیون نسخه از این کتاب حیرت‌انگیز فروخته شد. این کتاب دارای ۱۵ فصل است و هر کدام از آن‌ها دارای یک اصل است که شما را به سمت ثروت سوق می‌دهد.

عنوان فصل‌های کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» عبارت‌اند از: اشتیاق، سرآغاز تمام دستاوردها، باور؛ تصویرسازی و باور به تحقق خواسته‌ها، خود تلقینی، ابزاری برای اثرگذاری روی ذهن ناخودآگاه، دانش تخصصی؛ تجربه یا مشاهدات شخصی، تخیل؛ کارگاه ذهن، برنامه‌ریزی سازماندهی‌شده؛ متبلور شدن اشتياق در عمل، تسلط بر به تعویق انداختن، پشتکار؛ تلاش پایدار برای شکل‌گیری ایمان لازم است، قدرت ذهن برتر، راز انتقال احساس جنسی به حوزه‌های دیگر، ذهن ناخودآگاه؛ حلقه‌ی ارتباطی، مغز؛ ایستگاه گیرنده و پخش افکار، حس ششم؛ دری به‌سوی معبد خرد، چطور از شش شبح ترس زرنگ‌تر باشید؟

کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» همچنان پرفروش‌ترین کتاب‌ ناپلئون هیل است. این کتاب برای اولین بار فرمول معروف اندرو کارنگی برای پول‌سازی را آموزش می‌دهد و پیام اصلی کتاب این است که ذهن هرچه تصور و باور کند، می‌تواند به آن دست پیدا کند.

در قسمتی از کتاب «بیاندیشید و ثروتمند شوید» می‌خوانیم:

«باید با زندگی کسانی آشنا شوید که رویای آنچه را که ارزشمند است به دنیای ما ارزانی داشته است؛ به من و شما امکان داده است تا استعدادهای خود را بروز دهیم. اگر کاری که می‌خواهید بکنید درست باشد و به آن باور داشته باشید درنگ نکنید، قدمی به پیش بگذارید و رویای خود را جامه‌ی عمل بپوشانید. هرگز به گفته‌‌های دیگران توجه نکنید. توجه نکنید که ممکن است موقتا شکست بخورید زیرا شاید دیگران ندانند که هر شکست با خود بذرهایی از موفقیت و پیروزی به همراه دارد. توماس ادیسون ساختن لامپ را در رویای خود داشت. می‌خواست لامپی بسازد که با برق روشن شود. او مصمم شد که به رویایش جامه‌ی عمل بپوشاند و با آنکه بیش از هزار بار شکست خورد، آنقدر ایستاد تا موفق گردید.»

شاه کلید ثروتناپلئون هیل

کتاب «شاه کلید ثروت» اثر ناپلئون هیل سال ۱۹۴۵ منتشر شد. هیل در این کتاب ۱۲ ثروت مهم زندگی را معرفی می‌کند. این کتاب با وصیت‌نامه‌ی «دیل کارنگی»، نویسنده و سخنران آمریکایی شروع می‌شود که گفته است: «من قسمت زیادی از ثروتم را که از طریق فلسفه‌ی موفقیت فردی به دست آوردم، به عنوان میراث به مردم آمریکا می‌بخشم».

کتاب «شاه کلید ثروت» به شما یاد می‌دهد که آرزوها و اهداف‌تان را تحقق ببخشید، برای آن برنامه‌ریزی کنید و روش‌هایی پیدا کنید که تا وقتی به واقعیت تبدیل می‌شوند در ضمیر ناخودآگاه‌تان قرار بگیرند. این کتاب بزرگ‌ترین فلسفه‌ی عملی موفقیت را به‌صورت گام‌به‌گام تشریح می‌دهد. این فلسفه شگفت‌انگیز که از تجربیات و موفقیت بسیاری از قدرتمندترین و ثروتمندترین مردان جهان حاصل شده است، به شما نشان می دهد که چگونه در هر راهی از زندگی‌تان موفق شوید. در واقع ناپلئون فرمولی ارائه می‌دهد که شما را چه در عشق، چه در ثروت، رضایت شخصی، ایمان یا هر هدف دیگری که دارید، به سمت موفقیت راهنمایی می‌کند.

به طور کلی این کتاب راهنمای بسیار خوبی است برای هر کسی که می خواهد زندگی‌اش را بهبود ببخشد. فصل‌های کتاب «شاه کلید ثروت» عبارت‌اند از: سرآغاز همه‌ی ثروت‌ها، دوازده ثروت زندگی، هشت فرمانده، قطعیت هدف، عادت طی کردن کیلومتر اضافی، عشق، رهایی بخش نوع بشر، اندیشه‌پردازی، تحلیل اندرو کارنگی از اصل اندیشه‌پردازی، ایمان و اعتقاد، قانون نیروی عادت کیهانی، نظم و انضباط شخصی.

در قسمتی از کتاب «شاه کلید ثروت» می‌خوانیم:

«زارع زمین را شخم می‌زند و در آن بذر می‌پاشد. او این بذر را در زمان معینی از سال می‌پاشد و برای هیچ یک از اقدامات خود، از قبل پولی دریافت نمی‌کند. اما توجه داشته باشید وقتی کشاورز این اقدام را در هماهنگی با قوانین طبیعت انجام دهد. وقتی به اندازه‌ی کافی کار کند. طبیعت دانه را در زمین می‌رویاند و بعد از آن غذا تولید می‌کند. طبیعت با تولید هرآنچه نیاز دارد به قدر کافی، این یک کیلومتر اضافی را طی می‌کند. سوای اين، برای شرایط اضطراری نیز مقادیری کنار می‌گذارد. طبیعت میوه‌ی روی درختان، شکوفه‌هایی که از آن‌ها میوه می‌روید. قورباغه‌های داخل برکه‌ها و ماهی‌های دریاها را پرورش می‌دهد.»

با آرامش ذهن به ثروت برسیدناپلئون هیل

ناپلئون هیل در کتاب «با آرامش ذهن به ثروت برسید»، جدیدترین یافته‌هایش را در مورد به دست آوردن خواسته‌ها و استفاده حداکثری از آن‌ها نشان می‌دهد. به گفته‌ی خود هیل نگارش این کتاب حدود هفتاد سال طول کشیده است. کتاب «با آرامش ذهن به ثروت برسید» در مورد راه‌های رسیدن به آرامش ذهنی است که درواقع این آرامش، ثروتی همیشگی در زندگی‌مان به حساب می‌آید.

هیل در مقدمه‌ی این کتاب گفته است: «طی این سال‌ها شاهد تغییراتی در امورات انسان‌ها بوده‌ام که از تحولات زندگی مردم در تمام طول تاریخ بشری قبل از آن چشم‌گیرتر بوده است. من شاهد اختراع هواپیما، رادیو، تلویزیون، نیروی اتمی و عصر سفر به فضا بوده‌ام. شاهد بودم که نیروی برق به اقصی نقاط کشور کشیده شد، تولید در سطح صنایع به حدی رسید که کسی در قرن نوزده حتی در رویا هم آن‌را نمی‌دید. علوم و تکنولوژی رشدی انفجاری و پدیده‌ای داشتند. دیدم که ملت‌های قدیمی و کهن از میان رفتند، ملل جدیدی شکل گرفتند، جنگل‌ها و درخت‌زارها جای خود را به جاده‌های آسفالت دادند. شهر ما جای روستاهای به خواب رفته را پر کردند. من دیدم که مردم چگونه خود را با این تغییرات سازگار کردند، کاری که در طی هزاران سال انجام داده‌اند.».

هیل در این کتاب نشان می‌دهد که داشتن آرامش ذهنی به تنهایی نیرویی بسیار قوی است که می‌تواند باعث کسب ثروت شود. آرامش ذهنی که همان آرامش درونی است، فواید بی‌شماری به همراه دارد چرا که وقتی ذهن شما در آرامش است، تحت‌تاثیر حوادث یا مشکلات کوچک در زندگی قرار نمی‌گیرید و بیشتر به کارها و هدف‌های مهم‌تری که دارید فکر خواهید کرد.

در قسمتی از کتاب «با آرامش ذهن به ثروت برسید»، می‌خوانیم:

« شما قرار است که پول‌دار شوید. اگر اجازه ندهید نقطه نظرهای منفی مانعی بر سر راه شما ایجاد کنند، مستقیما در راستای پولدار شدن به حرکت در می‌آیند. بله قرار است که درآمد زیادی به جیب بزنید. و این فراوانی کسب درآمد با تلاش‌های ارزشمند شما صورت خارجی پیدا می‌کند، حاصل هزینه کردن پول برای هدف‌ها و امیال ارزشمند است، حاصل پولی است که برای کمک به دیگران خرج می‌کنید. آیا وقتی بر ثروت خود می‌افزایید بر منش و شخصیت خود هم اضافه می‌کنید؟ تابه‌حال به این نکته پی برده‌اید که این موضوع متفاوتی نیست. ارتباط نزدیکی میان قدرت پول درآوردن و قدرت شناسایی ذهن خود و صورت خارجی بخشیدن به شخصیت خود وجود دارد. بار دیگر روشی را بررسی می‌کنیم که می‌توانید به ثروت و هم‌زمان با آن به آرامش ذهن برسید.»